تبليغاتX
خاطرات يك "من"

خاطرات يك "من"

چرت و پرت هاي يك آي كيو

اردیبهشت با تمام خوبی هایی که داره، کم کم جاش رو به خرداد میده، ولی تا آخرین دقایق هم دست از خبر خوش دادن بر نمیداره.

تئاتر رادیویی خلواره- کارگردان: شهرام گیل آبادی- مکان: خانه هنرمندان ایران، تالار انتظامی- زمان: جمعه، 30 اردیبهشت 1390، ساعت 19:30 به مدت 20 دقیقه

اما این تئاتر حواشی خیلی بیشتری داشت. حضور تعدادی از اعضای حلقه وب که تقریبا از ساعت 18 مقابل خانه هنرمندان به انتظار نشسته بودند تا بعد از مدتها به یاد گذشته دیداری تازه کنند.

اما مهمترین قسمت حرف هایی بود که دکتر فیروزه ای سال های نه چندان دور رادیو جوان در جمع این دوستان زد. به لطف خدا تسنیم 3 در چارچوبی غیردولتی و با استفاده از پتانسیل همین جوانان برگزار شود. دوباره حلقه احیا شود، اما برای هدفی والاتر.

شروع کار جلسه ای خواهد بود که در خرداد برگزار خواهد شد.

این هم آخرین خبر خوشی که اردیبهشت هدیه داد و چه سخاوتمندانه خرداد را نیز بی بهره نگذاشت!

در همین رابطه:

وبلاگ مرکزی تسنیم

محمد جواد عبدی: بعد از ظهر فیروزه ای، دوستان قدیمی

فائقه تاجیک: شروعی دوباره

MinA: رسانه ای برای تسنیم 3

هانیه جوان دوست: خرداد فیروزه ای

عرفانه جوان دوست: دوباره خاطره می سازیم

امیر صبری: تسنیم سه/شروعی دوباره

ساناز منوچهری: تسنیم 3 یک NGO به تمام معنا در رمضان90 !

سین میم: يه خبر خوب !

میترا سلیمانی: لبم يه قطره خواسته از چشمه دورو روشنت

مسافر شب: تسنیم سه در راه است...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

اي نخورده مست!

لحظه افطار نزديك است...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

1)

اخبار جديد در راه است...

منتظر باشيد...


2)

اين روزا همه برنامه هاي باشگاه رو گوش ميدن، شما چطور؟


3)

اگه به شما بگن يه آدرس دامنه واسه كل برنامه هاي باشگاه پيشنهاد بدين، چه پيشنهادي دارین؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

این روزها همه فکر (را) می کنند. شما چطور؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

در پی یافتن موضوعی باکره بودم تا برای یک مرتبه هم که شده تازه به روز کنم٬ اما باز هم موضوع همیشگی معرفت و بی معرفتی...

دوستانی دارم بهتر از برگ درخت!
البته این نظر سهراب بود! دوستانی دارم که در وقت کار یادی از ما نمی کنند و با وجود اینکه می دانند ایام الله در راه است حاضر به هیچ کاری نیستند...

نمی دانم! کاش روزی باشد که به عوض شکایت و زیراب زنی بتوانیم به دوستی های صادقانه و بی آلایش خود مشغول باشیم...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

اينو بگير...

اونو ببر...

حواست باشه بچه ها توي واحداي ديگه نرن...

شما رو به خدا اين استوديو كوچيكه، همگي مياين جا نفس كشيدن نميمونه! فقط تهيه كننده! گوينده ها هم به نوبت!

استوديو چي شد؟؟؟ چرا بردنش آخه؟؟؟

پس چي شد اون ويسري كه درخواست داده بوديم؟؟؟

بازم صداها پريدن!!!

شرايط پخش رو كي قرار بود بگيره؟؟؟

اي بابا! تو اين شرايط چرا بايد پاي سجاد دچار مشكل مي شد؟؟؟

آقا ليوان نيست بذاريد واسه آبسرد كن؟؟؟

آقاي (...) ما سي دي خام لازم داريم. ديگه هيچي سي دي نيست!!!

كامپيوترا همه ويروسي شدن و كار نمي كنن!!!

واسه استوديو پايين هماهنگ كردي كه كار بچه ها فعلاً راه بيفته؟؟؟

من با خانوم هاشمي هم صحبت كردم، به امير هم گفتم كه تا فردا ضبط تلفني رو لازم داريم!!!

از دوم بايد برنامه ها برسن به پخش، بنابراين بايد 48 ساعت قبلش برسن به نظارت...

آقايون و خانوماي محترم براي چندمين بار يادآوري مي كنم لطفاً بدون هماهنگي خودتون نياين استوديو پايين...

صداها رو بگير...

Level بده...

سي دي بده كارات رو بدم ببري واسه اديتورت...

سي دي نداري فلش بده...

اين استوديوي باشگاه نيست! لطفاً يه كم از هيجاناتتون كم كنيد!

شما چه كاره اي؟ فقط گوينده و تهيه كننده!

جدول پخش چي شد؟؟؟

كدوم برنامه ها آماده شدن؟؟؟

واي! تيزر كلي چي؟؟؟ اون بايد از نيمه شعبان پخش شه! اگه امروز مهندس دستور پخش نده نميرسه!

اديتور كم داريم!!!

هنوز درخواست سي دي خام رو نفرستادن!!!

هدست و اسپيكر كم داريم...

كامپيوتر هم كم داريم...

(...) هستم از حراست تماس مي گيرم. آقا آفيشاي امروزتون نيومد...

بچه ها شما رو به خدا برين بيرون. ساعت 7:30 شد! ما صبح دوباره بايد بيايم سر كار...

تعطيله!!! ساعت 7:40 دقيقه است! حراست زنگ زده كه تعطيله...

(...) جان آفيش اين بنده خدا رو رد كن كه بذاريم بياد بالا...

اي بابا واسه روز تعطيل هم آفيش دارين؟؟؟

من ميخواستم ويسر رو امشب ببرم...

رم ريدر رو بدين...

ناگرا رو خالي مي كني؟؟؟

واي هنوز برنامه خودم نرسيده...

بچه ها آروم تر داد بزنين. اينجا كلاسه...

خانوما حواسشون به حجابشون باشه كه مشكل حراستي پيش نياد...

آقايون آستين كوتاه ممنوعه...

سر و صداتون رو كم كنيد كه تا تو استوديو داره مياد...

لطفاً مي خواين وسايل رو جا به جا كنين با همكاراي باشگاه هماهنگ كنين...

آشغالاتون رو نريزيد كف زمين...

- سلام، ببخشيد از باشگاه تماس مي گيرم فرمت برنامه واسه پخش چي بايد باشه؟؟؟ -از خود پخش بپرسيد!

- سلام، ببخشيد از باشگاه تماس مي گيرم فرمت برنامه واسه پخش چي بايد باشه؟؟؟ گوشي آقاي لك لري!

- سلام آقاي لك لري، واسه پخش برنامه ها بايد چه فرمتي داشته باشن؟؟؟ از دفتر آقاي عظيمي بپرسين!

- Audio

برنامه ها امروز به نظارت نرسه واسه پخش نميشه برد...

مثبت 18 convert نميشه!!!

حواست باشه به همون ترتيب جدول مشخصات رايت بشه...

ساعت 3:30 شد!!! چهار ميرن!!!

- سلام آقاي كرمي. تو رو خدا بمون تا برنامه ها رو برسونيم...

و ...

با همه اين اوصاف، ديروز اولين سي دي برنامه هاي باشگاه رفت واسه نظارت. انشاءالله پخش برنامه ها از شنبه شروع ميشه...

اگه به خاطر فشار كار چيزي به كسي گفتم كه بهش برخورده يا ازم دلخور شده همين جا عذرخواهي مي كنم...

به همه ي كساني كه با برخورداي زشتشون باعث اعصاب خوردي من شدن و باعث شدن كه با اعصاب ناراحت بقيه رو برنجونم ميگم كه بخشيدمشون...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ


کاش روزی که این آیه به عنوان شعار برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انتخاب شد، یه مقدار در مورد ضمیر «هم» بیشتر شفاف سازی می شد...


روز پاسدار به همه پاسداران حقیقی انقلاب اسلامی مبارک باد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

خاکم به سر ترقی معکوس می کنم!!!

صدای ترقی من این بار بسیار بلند می باشد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

1- ّآنچه نصیب است نه کم می دهند! گر نستانی به ستم می دهند...

2- هر عملی را عکس العملی است برابر و در خلاف جهت! حضرت نیوتون (ره)

در قوانین انسانی هم صادق است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  | 

سیمین بری گل پیکری؛ آری

از ما و گل زیباتری؛ آری

همچون پری افسونگری؛ آری

دیوانه رویت منم، چه خواهی دگر از من

سرگشته کویت منم، نداری خبر از من

هر شب که مه بر آسمان

گردد عیان دامن کشان

گویم به آن نامهربان

که با من چه ها کردی!

به جانم جفا کردی!

هم جان و هم جانانه ای، اما

در دلبری افسانه ای، اما

اما ز من بیگانه ای، اما

آزرده ام خواهی چرا تو ای نوگل زیبا

افسرده ام خواهی چرا تو ای آفت دلها

عاشق کشی، شوخی، زبان بازی

شیرین لبی اما دل آزاری

با ما سر جور و جفا داری

می سوزم از هجران تو! نترسی ز آه من؟

دست من و دامان تو! چه باشد گناه من؟

دارم ز تو نامهربان

شوقی به دل، شوری به جان

می سوزم از تو مهربان

ز جانم چه می خواهی؟

نگاهی به من گاهی

یا رب برس امشب به فریادم

بستان از آن نامهربان دادم

بیداد او برکنده بنیادم

گو ماه من از آسمان دمی چهره بنماید

تا شاهد امید من ز رخ پرده بگشاید

* تکمیلی خواهد داشت...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط الف. ميم. آي كيو  |