بوی ماه مهر ماه مهربان / بوی خورشید پگاه مدرسه
از میان کوچه های خستگی / می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم ز شوق بچه ها / اشتیاقی در نگاه مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط / خنده های قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید / از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید / سرخ بر تخته سیاه مدرسه
امیدوارم ذهنم درست یاری کرده باشه٬ آخه خیلی سال پیش این شعر رو توی کتاب درسی خوندم و هر چی فکر کردم نام شاعر به ذهنم نیومد...
اما بریم سر اصل مطلب...
از این شعر خیلی خوشم میاد. آخه خیلی با مناسبته مخصوصا برای روز سی و یکم شهریور...
حالا اینکه چرا عرض می کنم...
روز سی و یکم شهریور همون طوری که همه می دونید جشنی است به نام جشن شکوفه ها که دانش آموزان سال اول میرن مدرسه...
این دانش آموزان ذوق دارن و از اینکه به مدرسه میرن خوشحالن که این شادی معمولا در سال های بالاتر کمتر میشه...
مدرسه هم از ذوق بچه ها ذوق می کنه و اشتیاق در چشماش برق میزنه...
دانش آموزان نامبرده هستند که در طول مسیر مشغول بازی هستند و دانش آموزان سال های بالاتر هم درسته که در طول مسیر مشغول بازی هستن ولی یه خورده کمتر...
و اما اون لاله سرخی که روی تخته سیاه کشید میشه...
من که یادم نمیاد ولی روز یکشنبه سی و یکم شهریور سال ۱۳۵۸ ارتش عراق به خاک کشور تجاوز کرد و بعد از هشت سال که مردم از همه اقشار به دفاع از کشور پرداختند عراق عقب نشینی کرد...
این روز رو همه ساله به یاد دلاوری ها پاس می داریم...
و می توان گفت از این روز هفته شکوفه ها هم داریم٬ البته شکوفه هایی که شکفتند چرا که در قفس خاک نمی گنجیدند...
اون لاله نماد خون هایی است که طی هشت سال ریخته شد برای دفاع از میهن٬ دین و شرافت ایران و ایرانی...
هفته دفاع مقدس بر تمام مردم و علی الخصوص رزمندگان شجاع مبارک باد...


