گويا اشتباه شده بود و با اشعار بعدي حساب كرده بودم...
آخه اين شعر خودش اونقدر نيست كه هشت قسمتش كنم. قسمت بعدي قسمت آخرشه...
---
(انقلاب ادبي محكم شد/فارسي با عربي توأم شد)
درِ تجديد و تجدد وا شد/ادبيّات شلم شوربا شد
تا شد از شعر برون وزن و رَوي/يافت كاخ ادبيات نُوي
مي كُنم قافيه ها را پس و پيش/تا شوم نابغه دوره خويش
گِله من بُوَد از مشغله ام/باشد از مشغله من گِله ام
همه گويند كه من اُستاد/در سخن دادِ تجدد دادم
هر اديبي به جلالت نرسد/هر خَري هم به وكالت نرسد
هر دَبَنگوز كه والي نشود/دام اِجلالُه العالي نشود
هر كه يك حرف بزد ساده و راست/نتوان گفت رئيس الوزراست
تو مپندار كه هر احمق خر/مُقبِل السَّلطنه گردد آخر
كارِ اين چرخِ فلك تو در توست/كس نداند كه چه در باطن اوست
نقدِ اين عمر كه بسيار كم است/راستي بد گذراندن ستم است
اين جوانان كه تجدد طلبند/راستي دشمن علم و ادبند
شعر را در نظرِ اهل ادب/صبر باشد وَتَد و عشق سَبب
شاعري طبعِ روان مي خواهد/نه معاني نه بيان مي خواهد
آن كه پيش تو خدايِ ادبند/نكته چينِ كلماتِ عربند
هر چه گويند از آن جا گويند/هر چه جويند از آنجا جويند
يك طرف كاسه شأن و شرفم/يك طرف با همه دارد طرفم
من از اين پيش معاون بودم/نه غلط كار و نه خائن بودم
... آمد و معزولم كرد/سه مه آواره و بي پولم كرد
چه كنم مركزيان رشوه خورند/همگي كاسه بَر و كيسه بُرند
—
آخه اين شعر خودش اونقدر نيست كه هشت قسمتش كنم. قسمت بعدي قسمت آخرشه...
---
(انقلاب ادبي محكم شد/فارسي با عربي توأم شد)
درِ تجديد و تجدد وا شد/ادبيّات شلم شوربا شد
تا شد از شعر برون وزن و رَوي/يافت كاخ ادبيات نُوي
مي كُنم قافيه ها را پس و پيش/تا شوم نابغه دوره خويش
گِله من بُوَد از مشغله ام/باشد از مشغله من گِله ام
همه گويند كه من اُستاد/در سخن دادِ تجدد دادم
هر اديبي به جلالت نرسد/هر خَري هم به وكالت نرسد
هر دَبَنگوز كه والي نشود/دام اِجلالُه العالي نشود
هر كه يك حرف بزد ساده و راست/نتوان گفت رئيس الوزراست
تو مپندار كه هر احمق خر/مُقبِل السَّلطنه گردد آخر
كارِ اين چرخِ فلك تو در توست/كس نداند كه چه در باطن اوست
نقدِ اين عمر كه بسيار كم است/راستي بد گذراندن ستم است
اين جوانان كه تجدد طلبند/راستي دشمن علم و ادبند
شعر را در نظرِ اهل ادب/صبر باشد وَتَد و عشق سَبب
شاعري طبعِ روان مي خواهد/نه معاني نه بيان مي خواهد
آن كه پيش تو خدايِ ادبند/نكته چينِ كلماتِ عربند
هر چه گويند از آن جا گويند/هر چه جويند از آنجا جويند
يك طرف كاسه شأن و شرفم/يك طرف با همه دارد طرفم
من از اين پيش معاون بودم/نه غلط كار و نه خائن بودم
... آمد و معزولم كرد/سه مه آواره و بي پولم كرد
چه كنم مركزيان رشوه خورند/همگي كاسه بَر و كيسه بُرند
—
بعد التحریر: دیروز دومین سالگرد بلاگ نویسی من بود. سال دوم پرفراز و نشیب تر بود…
توی سال دوم بود که من آدرس جدید دست و پا کردم اما توی همون سال هم اون
آدرس به علت زیاده خواهی و مسئولیت نشناسی میزبانم از بین رفت…
امیدوارم توی سال سوم مجدد اون آدرس رو پس بگیرم…
خلاصه اینکه سال سوم، دیدی تو رو هم دیدم؟؟؟


